تبليغاتX
old wine
زندگي روزمره
این استعمار این جامعه ی سیاه معلق را چگونه پیوندیست با سرزمین من.. انکس که سوگوار کرد خاک مرا ایا شکست در رفت و امد این همه تاراج.. این سرزمین من چه بی دریغ بود که سایه ی مطبوع خویش را بر شانه های زلکتاف پهن کرد وبا خواب میان عطش سوخت و از شانه ها طناب گذر کرد ..این سرزمین من چه بی دریغ بود ...ثقل زمین کجاست من در کجای این جهان ایستاده ام با باری ز فریادهای خفته و خونین ای سرزمین من من در کجای جهان ایستاده ام.....

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 13:2  توسط behrouz | 
سلام .. ممنونم از تمامیه دوستان که نظرات خودشون فوج فوج نثار بنده میکنن ... خیلی خیلی لطف میکنن...                  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 12:44  توسط behrouz | 
یه رودخونه که لنگرود رو به دو تیکه تقسیم میکنه... یه طرف با بافتی قدیمی و سبک قدیمی و طرف دیگش یه کم نو تر .....یه کوه که معروف به لیلا کوه . چرا حالا لیلا کوه؟ بعضیا میگن خیلی خیلی قدیما یه دختری به این اسم واسه اینکه یه پسری رو میخواست ولی بهش نرسیده بود به این کوه رفته و دیگه هیچوقت هیچکس خبری ازش نداشته... ولی بعضیام یه جورای دیگه ای میگن در مورد اسم لیلا کوه (لیله کوه)....یه ساحل دریا به اسم چمخاله که این ساحل رو همونطور ادامه بدی میره میرسه به محله های دیگه مثل چاف .امیر اباد .جیر باغ .دستک و.........ولی همه اینا رو گفتم نماد لنگرود نیست هر شهری واسه خودش یه نمادی داره نماد شهر ما هم پل خشتی لنگرود (خشته پول اسم گیلکیشه برا)... یه مردم از جنس معرفت و مرام ...نه اینکه خودم لنگرودی باشم اینو بگما نه همه میگن لنگرودیا خیلی با معرفتن ..دیگه چیکار کنیم دیگه...ته مرامیم ... 

و لنگرود یعنی وطن  (وطن کولشکن امو کیشکاییم چه قدر خوبه خو کیشکانه .ای کولشکن به دور هم بدره) گیلکی گفتم  ..ترجمش میشه : وطن مثل مرغ مادری میمونه و مردمان اون وطن و دیار مثل جوجه های اون مرغ میمونن که چقدر خوبه که مرغ مادر (وطن) جوجه هاشو(مردم خودش) کنار هم نگه داره....

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 13:16  توسط behrouz | 

چشمان تو حروف را، بی استفاده می کنند!  کافی است نگاه کنی.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 12:47  توسط behrouz | 
روز به‌ روز دورتر می‌شود آسمان . طفلکی باران؛ خسته می‌شود
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 12:47  توسط behrouz | 
سلام دوستان عزیز خودم..........

میخواستم بگم که به خیالم دیگه دنیا دیگه عاشق نمیبینه توی دنیای بی احساس هوس فردا رو میگیره...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 12:14  توسط behrouz | 
مشکلات یکی پس از دیگری در حال حل شدن...همه سر کارن....منظورم سر شغلشونه ها ....اره! ولی بعضیا فقط و فقط بعضیا اونم خیلی خیلی کمن که یه کم بیکارن اخه اونا نباشن مردم دیگه سر کار نیستن.............به قول یکی که میگفت:بیا ره توشه بر داریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم  ....به به

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 14:43  توسط behrouz | 
خواهش میکنم یه نظری چیزی بدین.........این روزها همه به فکر مردمن .......کی من کی این...نه نه به فکر جیب و سفره مردمن.کی من .......خدا خیرشون بده.......راستی کهولت سنم واسه خودش مشکلاتی داره ها ......میدونی چرا .؟ اگه فهمیدی به منم بگو........خلاصه همه جا منشوری داریم ...چه میشه کرد...ولی جدا خدا خیزشون بده......کی من/ نه بابا با تو نبودم.......خبر رسیده بعضیا تو زندان از الان به استقبال ماه رمضون رفتن ...خدا بهشون ثواب بده....خدا به تو هم اجر بده ...کی من؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 14:36  توسط behrouz | 
فرهاد مرغ سحرش مو به تن ادم سیخ میکنه... خدا بیامرزدش

...ظلم ظالم....... اشیانم داده بر باد...............ای خدا...........شام تاریک ما را سحر کن..........

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 14:23  توسط behrouz | 

به نام خدا


این روزها همه برای رسیدن به هیچ گام بر میدارند و هیچ یعنی زندگی ما که ما را به زور دنبال خود میکشاند. ما مردگان متحرکیم ............ چقدر سخت هنری حرف زدن دیگه سعی میکنم مثل ادم حرف بزنم..... 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 14:12  توسط behrouz | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اين يه وبلاگ بي محتواست که هر کي بياد و ببينه فقط وقتشو تلف کرده.......... شکسته نفسي ميفرماييد اقا بهروز...........

پیوندهای روزانه


salam
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1389
پیوندها
عادل
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM